گرفتارم گرفتارم، مرا یاری کن ای یارم

فکن در زیر پاهایت ،نظر بر حال بیمارم

منم در زیر دستهایت،منم در زیر پاهایت

لگد مال نفسهایت،غمی جانکاه به دل دارم

ببین دستم به سوی تو،نگاه من به روی تو

از ان نیک نامی هایت،بریز در چشم بیدارم

من و تو زاده این خاک،من و تو زاده این اب

از ان ابی که می نوشی،بریز یک جرعه در کارم

نگو بر من چه ها رفته است،نگو کی بر من اورده است

هر انچه رفت،هرانکه کرد،منم از او گرفتارم

در این وانفسا ایام،در این ایام بی فرجام

امید مرده را جان ده،خدا را دوست میازارم

رسول ذوالفقاری

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*