قبرستان سربندان

وقتی از جاده فیروزکوه داخل خیابان ورودی سربندان می شویم در سمت راست خیابان، مقبره الشهدای سربندان را میبینیم که سربرافراشته ومارا دعوت به زیارت وخواندن فاتحه می کند.بنایی زیبا که یاداور جنگ و شهادت است و مارا به گذشته ای دور می برد.گذشته ای که ایثار و شهادت،جانبازی و ازخود گذشتگی در راه اعتلای کشورفرهنگ غالب این مرز و بوم بود.هفده تن از خیل شهدای این دوران متعلق به روستای سربندان هستند که تنها پنج نفرشان درروستای سربندان خفته اند و دیگران در بهشت زهرای تهران.

با فاصله صد متر پایین تر،قبرستان اصلی سربندان جا گرفته است که ساختمان غسالخانه بین جمعیت قبرستان و مقبره الشهدا فاصله انداخته است و ان هارا از هم جدا کرده است.

قبرستان سربندان در سال پنجاه و هشت اولین عضو خودش را دریافت کرد و تاسیس گردید.مرحومه خدیجه پور امیدی(مادر اقایان پور امیدی) یکه و تنها در این قبرستان ارام گرفت و کم کم محل فاتحه خوانی مردم سربندان را که قبلا امواتشان در کوه نارنج قلعه ارام می گرفتند را به محل فعلی تغییر داد. حالا با گذشت سی و سه سال از ان تاریخ قبرستان سربندان به یک ابادی تبدیل شده است که بیش از دویست روح خفته را درخود جای داده است.این مکان برای مردم سربندان اما بیش از یک قبرستان است وشاید محلی است برای دید و بازدید اهالی محترم سربندان و تفریح گاهی برای جوان ترها.

شب های جمعه اکثر اهالی سربندان تلاش می کنند خودشان را به قبرستان برسانند و اهل قبور را به فاتحه ای وخیراتی میهمان سازند.حالا پس از گذشت یک سوم قرن هیچ اهل سربندانی پیدا نمی شود که در این قبرستان کسی را نداشته باشد و همه در اینجا کس و کاری دارند که شب های جمعه میهمانشان می شوند.گرچه می توان گفت سربندانی ها از قدیم تعصب خاصی داشتند که مردگان خویش را در محل خودشان دفن کنند ولی طی چند سال گذشته این تعصب قوی تر شده است و کمتر سربندانی ای را می توان یافت که در غربت دفن شده باشد.

وقتی پا باز می کنی و روی قبرها راه می روی همه را می شناسی.در این قبرستان افرادی را از سه نسل متوالی پیدا می کنی.از طرفی افرادی که برای فاتحه می ایند همه همدیگر را می شناسند و این رمز جذابیت این قبرستان است.شب های جمعه در کنار فاتحه خوانی ها وتوزیع خیرات، افراد را گروه گروه می بینی که دور هم حلقه زده اند وصحبت می کنند.در اینجا می شود دوستان ،اشنایان وافرادی از فامیل را دید که شاید به دلیل مشکلات خاص امروزی به جز قبرستان در جای دیگری نتوان ان هارادید.این دوستان و اشنایان معمولا” پس از دیدار و چاق سلامتی اموات یکدیگر را به فاتحه دعوت می کنند واگر کسی برای اموات دیگری فاتحه خواند او نیز وظیفه خود می داند تا با حضور بر قبر اموات طرف مقابل برایش فاتحه بفرستد.

این قبرستان دیگراز جوانی در امده و به سن میانسالی رسیده است.گلزاری است برای خودش.ودر خرداد ماه پر می شود از عطر و بوی گل های محمدی. نمی دانم چه اسمی را باید برای این مکان و ارتباط مردم با ان انتخاب کرد،ولی نام هایی چون،تفرجگاه اموات، پارک قبرستان سربندان،ملاقات کده مردگان و زندگان، دیدارگاه و… می تواند برای ان مناسب باشد.

طی ده سال گذشته در قسمت شمال شرقی قبرستان اقامتگاه اموات افغانی تاسیس شده است و در ان تعدادی از برادران و خواهران مهاجر افغانی غریبانه تن به خاک سپرده اند.

خداوند همه این رفتگان خاک را بیا مرزد و غریق رحمت خودش بگرداند.

رسول ذوالفقاری

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*