روستای سربندان مرکز دهستان ابرشیوه است که در ۸۰ کیلومتری جاده تهران فیروزکوه قرار دارد و از توابع دماوند می باشد،که روستایی خوش آب و هوا و ییلاقی است. سربندان روستایی قدیمی و تاریخی است.

از قدیم الایام به علت وجود آب فراوان و هوای خوش و چراگاه های طبیعی مورد توجه بوده است. به طوریکه در زمان سلسله زندیه کریمخان زند باغی را در آن ایجاد کرده بود که به باغشاه معروف است و تا چند سال گذشته دیوارها و خرابه هایی از آن بر جا مانده بود که اکنون متاسفانه به علت بی توجهی از بین رفته است و به زمین کشاورزی تبدیل شده است.اقوام ساکن در سربندان و جابان و… از خانواده های کرمانجی بودند که در ابتدا در شمال خراسان زندگی می کردند و در زمان آغا محمد خان قاجار به این ناحیه کوچ داده شده اند.

در مورد علت هجرت کردها به شمال خراسان باید گفت که موطن آنها در ابتدا در مناطق غربی ایران بوده است. در زمان شاه عباس صفوی پایتخت حکومت در اصفهان بوده است و خراسان که از مرکز حکومت دور بوده همواره تحت تاخت و تاز ازبک ها و دیگر اقوام مهاجم قرار داشته است به طوری که وضعیت ناحیه شرقی ایران به طوری نا امن شده بود که شاه عباس جرات نداشت از ناحیه ری قدم فراتر نهد و از طرفی هم کردها که افرادی آزاد اندیش،رشید و دلیر بودند در نواحی غربی ایران تجمع بزرگی را تشکیل داده بودند و اگر با هم متحد می شدند خطر بزرگی برای تاج و تخت شاه عباس محسوب می شدند.بنابراین شاه عباس در این فقره از خود سیاست نشان داد و سران کرمانج را که از نظر چراگاه برای دام هایشان در نواحی غربی ایران در مضیقه بودند را تشویق کرد که به نواحی شرقی ایران از جمله خراسان کوچ کنند و او با یک تیر دو هدف را نشانه گرفته بود، یکی اینکه اجتماع کردهارا که در غرب ایران بود پراکنده کرده بود و خیالش از نظر آنها و اینکه مبادا با هم متحد شوند و خطری را برای او و تاج و تختش ایجاد کنند راحت شده بود و دیگر اینکه با اعزام آنها به نواحی شرقی ایران از شرحملات گاه و بیگاه ازبک ها راحت شده بود امنیت نواحی شرقی ایران را تامین کرده بود. به این ترتیب شد که کردها به خراسان آمدند، این حرکت حدودا در سال ۱۰۰۷ هجری قمری انجام گرفت.

سردار سپاهی که با ازبک ها وارد جنگ شد و آنها را شکست داد دوبرادر به نام های فرهادخان و ذوالفقارخان قرامانلو بودند که فرهادخان برادر بزرگتر و سردار سپاه بود و ذوالفقارخان برادر کوچکتر و نقش دستیار را برای برادرش ایفا می کرد.فرهادخان با سپاهی که از کرمانج های وطن پرست و پرشور همراه داشت ازبک ها را شکست داد و خراسان را به تصرف درآورد و امنیت را در بخش های شرقی ایران برقرار ساخت و در همان منطقه ساکن شد،شاه عباس هم به مقصود خود رسید زیرا در هر حال اگر کرمانج ها پیروز می شدند یا شکست می خوردند به نفع او بود.

شاه عباس که از قدرت گرفتن فرهاد خان هراسناک شده بود او و برادرش را ناجوانمردانه به قتل رساند. چنین شد که کردها در خراسان ساکن شدند. پس از زمان صفویه و حمله افغان ها شخصی به نام نادر قلی علم انتقام از افغانها را برافراشت و پس از سرکوب افغانها، پاکستان و هند را نیز به تصرف درآورد. بخش عمده ای از سربازان و سرداران سپاه نادر را کرمانج های ساکن خراسان تشکیل می دادند،پس از آنکه نادر نیز پایه های حکومت خود را محکم کرد به فکر زراندوزی افتاد و او نیز از جانب سران کرمانج نسبت به تاج و تختش هراسناک شد و تصمیم به قتل سران سپاه خود افتاد ولی این خبر زودتر به گوش سران کرمانج سپاه رسید و آنها شبانه نادر را در مکان استراحتش به قتل رساندند. این ضرب المثل که در قوچان بین کرمانج ها رواج دارد که می گویند: ما نادر را کشتیم حالا تو کی باشی که برای ما خط و نشان می کشی، از همین جا آمده است.

پس از نادر و سلسله اش کریمخان زند به حکومت رسید،در زمان او نیز کرمانج ها در سپاه حضور داشتند و سران سپاه کریمخان را کرمانج ها تشکیل می دادند،پس از کریمخان که آغا محمدخان به حکومت رسید، سران سپاه کریمخان که کرمانج بودند سر نافرمانی گذاشتند و هریک برای خود ادعای حکومت می کردند و بالاخره کارشان به جنگ با آغامحمدخان انجامید ولی گروهی از آنها از آغامحمدخان شکست خوردند و آغامحمدخان برای اینکه اجتماع کرمانج های خراسان را پراکنده سازد سران و خانواده هایی از آنها را به مناطق مختلف کوچ داد از جمله منطقه دماوند که گروهی از آنان در سربندان و گروهی در جابان و گروهای دیگری نیز در سرخده و خسروان سکنی گزیدند.

در ابتدا تعداد ده خانواده اصلی در سربندان سکنی گزیدند که سران آنها عبارت بودند از:

۱- امیرگونه سلطان

۲- بشیر

۳- ذوالفقارخان

۴- نوروز حاجی

۵- علیخان سلطان

۶- نصرالله بیک

۷- علی مراد بیگ

۸- حاج حسین

۹- کربلایی محمدعلی

۱۰- علیمردان خان

کتیبه هایی از زمان فتحعلیشاه قاجار وجود دارد که امیرگونه سلطان و ذوالفقار خان را همراه شاه در شکار نشان میدهد،یکی از این کتیبه ها در تنگه واشی نزدیک فیروزکوه است،یکی هم در رنه در شمال شهر دماوند بعد از تونل وانا است و در چشمه علی شهر ری نیز چنین کتیبه ای وجود دارد.

شغل اصلی مردم در اینجا مانند اکثر روستاهای کشور کشاورزی و دامداری است که البته در سال های اخیر باغداری نیز رونق خوبی دارد، محصولات باغی عبارتند از:سیب، هلو،شلیل، زردآلو،گیلاس،آلبالو و … که البته سیب منطقه دماوند به خصوص سیب سربندان و جابان از شهرت جهانی برخوردار است.

گردو،بادام و فندق نیز از دیگر محصولات است که در این منطقه زیاد وجود دارد.

همسایه های این روستا عبارتند از: جابان از طرف غرب، سید آباد و آرو از سمت شرق، مغانک از جنوب و هویر از سمت شمال مردم روستاهای سربندان، جابان، سرخده و خسروان اکثرا از نژاد کرمانج هستند،که نژاد آنها با دیگر ساکنان روستاهای این اطراف تفاوت دارد. این اقوام از نژاد همان کردهایی هستند که اکنون در شمال خراسان در شهرهایی مثل چناران،قوچان،شیروان،اسفراین و …زندگی می کنند.

منبع: oneonline.ir

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*